مرکز اطلاعات بترجم
ارائه محتوای ترجمه تخصصی

چرا استارت اپ ساید کار از اوبر شکست خورد؟

استارت آپ های شکست خورده: پیروزی اوبر بر ساید کار

1 129

تاکسی لازم دارید؟ اگر مثل بیشتر مردم عادی باشید احتمالا از «اوبر» تاکسی میگیرید. اوبر به قدری محبوب شده که نام آن به تدریج ولی با قاطعیت درحال تبدیل شدن به یک اصطلاح عمومی و رایج است. مثلا این جمله که «بیایید با اوبر برویم» بسیار استفاده می شود. ما همیشه برنده ها را تحسین کنیم بدون آن که چیز زیادی در مورد رقابت سخت میان آن ها بدانیم. اما از داستان شکست افراد چیزهای زیادی می توان آموخت؟ بیایید در مورد «ساید کار» (Side Car) که یک سیستم مخصوص تاکسی گرفتن بود و سه دلیل شکست آن از اوبر صحبت کنیم.

 

دلایل پیروزی اوبر بر سایدکار

 

دلیل شماره یک

ساید کار دچار افراط در ارائه امکانات بود و از نظر امکانات فنی از اوبر جلوتر بود. ساید کار ویژگی ها و امکاناتی را ارائه می کرد که اوبر هنوز موفق به پیاده سازی شان نشده بود! اما همین افراط یکی از دلایل شکست سایدکار بود. مثلا، اوبر به کاربران امکان می داد تا تنها با یک کلیک برای خود تاکسی بگیرند. ولی مراحل فیلتر و گزینش تعبیه شده در برنامه سایدکار بسیار دست و پا گیر بود. وقتی کاربران نیاز فوری به تاکسی داشتند صرفا دنبال گزینه راحت تر بودند که آن گزینه هم اوبر بود.

دلیل شماره دو

ساید کار از قدرت اوبر ترسید. بودجه سایدکار بسیار زیاد بود ولی در مقابل، اوبر موفق شد ۸.۷ میلیارد دلار بودجه برای خود دست و پا کند. این مقدار بسیار بیشتر از بودجه ۳۵ دلاری ناچیز سایدکار بود. درنتیجه اوبر توانست به مشتریان خود تخفیف زیادی بدهد و هزینه تاکسی را کمتر کند تا سهم خود از بازار را تضمین کند. ساید کار موفق به رقابت با اوبر نشد که این مسئله سبب شکل گیری علت سوم شکست سایدکار شد.

دلیل شماره سه

اثر شبکه ای سایدکار را نابود کرد. برای درک بهتر اثر شبکه ای باید اول قانون متکالف را بشناسید. طبق این قانون، ارزش هر شبکه به صورت نمایی و به تناسب تعداد کاربران آن شبکه رشد می کند. به عبارت بهتر، هرچه تعداد کاربران شبکه بیشتر باشد، ارزش خلق شده برای تمام کاربران آن شبکه بیشتر می شود. و هرچه تعداد کاربرانی که از دست می روند بیشتر باشد، ارزش بیشتر از دست خواهید داد. اوبر متوجه این نکته بود و رقابت همچنان به شدت در جریان بود. اوبر به قدری برای تضمین سهم خود از بازار مصمم بود که حاضر بود ۸۷۰ میلیون دلار ضرر کند. این اثر شبکه ای بسیار مخرب و وحشتناک بود و درنتیجه سایدکار به طور کامل از رقابت حذف شد. خب مواردی که گفته شد سه علت شکست سایدکار بود.

اما ساید کار کجای کار را اشتباه کرد؟ اشتباه ساید کار الان که به گذشته نگاه می کنیم کاملا مشخص است. اما اگر سایدکار به جای امکانات فنی خود بیشتر روی سهم خود از بازار تمرکز کرده بود الان شرایط فرق می کرد. در واقع، سایدکار باید از شکست «فرندستر» از فیس بوک درس می گرفت. رقابت میان این دو شرکت مثال رایجی از اثر ویرانگر شبکه ای بر شرکت های بازنده است.

این مقاله توسط گروه مترجمین بترجم تهیه، ترجمه و تدوین شده است.
مایل هستید سفارش ترجمه خود را به یک تیم حرفه ای بسپارید؟! همین الان سفارش دهید.

 

 

1 نظر
  1. سید حسن موسوی می گوید

    ممنون. لذت بردیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × یک =