مرکز اطلاعات بترجم
ارائه محتوای ترجمه تخصصی

ترجمه تخصصی کودکان-بخش اول

ترجمه تخصصی کودکان باید چگونه انجام شود ؟

0 206
ترجمه تخصصي کودکان

 

 

سرآغاز ترجمه تخصصی برای کودکان

هدف و طرح

مشکلات و مسائل موجود در ترجمه تخصصی کودکان فقط به خود متن مبدا مربوط نمی شود، بلکه به مفهوم و اهمیت متن ترجمه شده در ترجمه تخصصی برای کودکان برای خوانندگان آن زبان نیز بستگی دارد. خوانندگانی که بخشی از یک فرهنگ خاص بوده اند، یا با مجموعه ای مشترک از دانش و ادراکِ حاصل شده از آن زبان یکی از گروه های آن فرهنگ هستند.

موقعیت و هدف بخش اصلی همه ترجمه ها می باشند.  مترجمان هرگز لغات را به صورت مجزا ترجمه نمی کنند، بلکه کل فضا و موقعیت را در نظر می گیرند. آنها میراث فرهنگی  و تجربیات خواندن خود را در ترجمه به کار می گیرند و مواقعی که ترجمه کُتب کودکان مورد نظر باشد از تصورشان  نسبت به دوران کودکی و تخیل کودکانه خود نیز استفاده می کنند.  از این طریق، آنها وارد یک ارتباط گفتاری می  شوند که در نهایت خواننده، نویسنده، مترجم و ناشر را نیز درگیر می کند.

رویکرد مترجم – محور در مطالعات نظری ترجمه به طور فاحشی با نظریات قدیمی و سنّتی دچار تغییر شده است  و عمده تمرکز آن بر روی ساختارهای ذهنی چون “معادل” و  “تطابق” و “وفاداری به متن مبدأ ”  بوده است. بنابراین من با دیدگاه هایی که معتقدند ترجمه یک عمل مکانیکی است که وابسته به متن، اهداف نویسنده و مسائل زبانی می باشد مخالفم.  با چنین دیدگاهی، کار مترجم اگر نگوییم محو و ناپدید، به طورکلی دچار ابهام و تیرگی می شود.

در این نوشته، بر عملکرد بشر در ترجمه تمرکز دارم و امیدوارم بدین طریق  بتوانم چراغ هایی بر سر راه مترجمان، فرآیند ترجمه و به خصوص ترجمه برای کودکان روشن کنم.  هدفم این است که نشان دهم چگونه تمام فرآیندهای ترجمه بر هر تلاشی برای کشف و توّلد دوباره اهداف نویسندهُ متن مبدأ مقدم است.  به جای قدرت مولف، بر روی اهداف خوانندگان،چه مترجم و چه خوانندهُ متن مقصد، تمرکز کرده­ام.  هدف ناشران و خریداران کتابها چیست؟ هدف کلی ترجمه برای مخاطبان مختلف و متفاوت چیست؟

در ترجمه تخصصی برای کودکان و  بزرگسالان یک مشکل اساسی به صورت مشترک وجود دارد. اینگونه ترجمه ها بی­نام  و  غیر قابل مشاهده است. چندین محقق متذکّر شده­اند که وقتی ما ادبیات اصیلی را که برای کودکان نوشته شده است تصدیق وتایید می کنیم به معنای تایید ترجمه برای کودکان نمی باشد. ما مترجمان را همچون انسانهایی    با تصور و پندار کودکانه شان تصور نمی­کنیم. هنوز هم مترجمان نمی توانند از طرز فکرشان که در این جا   به معنای تصورات کودکانه شان است فرار کنند.

تصور و قوه تخیل کودک موضوعی پیچیده است که از یک طرف موضوع و مساله­ای است منحصر به فرد مبتنی بر تاریخ شخصی هر فرد است و از طرف دیگر چیزی است که در همه جوامع مشترک است. زمانی که ناشران کتابهایی را برای کودکان منتشر می­کنند، وقتی نویسندگان برای کودکان می­نویسند، و زمانی که مترجمان برای کودکان ترجمه  می­کنند، قوهُ تخیل کودکانه ای دارند که کار خود را بر آن متمرکز کرده اند واین همان چیزی است که علاقه مند به مطالعه آن می باشم، خواه نتیجه کار را کودکان یک گروه سنی خاص بخوانند یا نه.

علاوه بر این زمانی که از کودک و ادبیات مخصوص او صحبت می کنیم باید قادر باشیم به نحوی آنها را تعریف کنیم. هنوز هم اتفاق نظر زیادی در باب تعریف دوران کودکی، کودک وادبیات او وجود ندارد. بنابر این از ارائه  تعاریف صریح و روشن درباب این عناوین خود داری کرده و در عوض ترجیح می دهیم این عناوین را به صورت ضمنی تعریف کنم، تعریفی بر اساس هرآن چه که در تصور ناشران، نویسندگان و مترجمان نسبت به کودکان وجود دارد.  من ادبیات کودکان را همچون ادبیاتی می دانم که کودکان آنها را آرام و بی سر و صدا می خوانند اما بزرگترها آن را با صدای بلند برای کودکان می خوانند.

از آن جایی که به طور عمده حوزه کاری من ترجمه داستانهای مصور برای کودکان است (به عنوان مثال کتابهای مصور) منظورم کودکانی است که هنوز به مدرسه نرفته اند (در فنلاند زیر۷ سال ).  با این همه، دوران کودکی مفهوم روشن و روانی دارد وبدین منظور بسیاری از مطالعات من نسبت به ترجمه برای کودکان زیر سن مدرسه  شامل ترجمه برای کودکان با رده سنی بالا هم می شود.

ادبیات کودکان ویژگی های خاص خود را دارد  کتابهای نوشته شده برای کودکان اغلب شامل تصاویری است تا بتوان آنها را با صدای بلند برای کودکان خواند تصاویر در ادبیات  کودکان اهمیت بیشتری نسبت به کلمات داشته باشد و در بعضی مواقع هیچ کلمه ای وجود ندارد. همچنین تصاویر اندکی از علاقه محققان ترجمه را نیز به خود اختصاص داده است. و به ندرت تحقیقی درباب این موضوع در مطالعات ترجمه وجود دارد.

با صدای بلند خواندن از خصوصیات کتبی است که برای کودکان نوشته می شود. تنها زمانی که با صدای بلند برای بزرگترها می خوانیم که در موقعیت های خاصی باشیم، مثلا زمانی که شعرهای عاشقانه می خوانیم یا زمانی که دوستان و اعضای خانواده در بیمارستان هستند و قادر بر انجام کاری نیستند و ما امیدواریم با این کار بتوانیم گذر زمان را برای آنها آسان تر کنیم. در ترجمه برای کودکان عمده تمرکزم را بر این دو موضوع اصلی قرار خواهم داد :خواندن (بدون بلند خوانی و خواندن شفاهی) و رابطه بین این کلمات و تصاویر.  چگونه مترجم درحین ترجمه یک داستان مصوربرای کودکان همه این موضوعات متفاوت رابه کار می گیرد؟

زمانی که برای کودکان ترجمه می کنیم این سوال مطرح می شود که برای چه کسی ؟ ما به منظور استفاده خوانندگان در آینده ترجمه می کنیم – کودکانی که داستانها را خواهند خواند یا به آنها گوش خواهند داد -­ کسانی که داستانها را به شیوه خودشان تعبیر و تفسیر می کنند.  این سوال مسئله ی منبع موثق و صحیح را نیز به میان می آورد. اگر هدف ما انتقال کل پیام اصلی است، پیدا کردن حقیقت اصلی و قطعی در متن اصلی،  در این صورت هدف وعملکردهمه فرآیند ترجمه به دست فراموشی سپرده می شود.

ترجمه نیازمند این است که در کنار تصاویر و خواندن با صدای بلند عمل کند.  اگر چه ما، به عنوان مثال بر قابلیت خواندن متن زبان مقصد و اهمیت آن تاکید داریم (یا ترجیحاً قابلیت خواندن و خوانایی کل موقعیت )، اما در حقیقت کودک را به عنوان یک خواننده در نظر می گیریم کسی که متوجه می شود و درک می کند و همین طور فعالانه در فرآیند خواندن شرکت   می کند.

خواندن یک مسئله ی اساسی در ترجمه برای کودکان می باشد.  اولاًبه دلیل تجربه خواندن حقیقی و واقعی مترجم، کسی که ترجمه اش را بر اساس هر آن چه که از متن اصلی تجربه کرده می نویسد. دوماً به این خاطر که مترجم  مترجم تجربیات خوانندگان آینه را تصور کرده است،  از طریق گفت وگو با خوانندگانی که هنوز برای او وجود که این همان تجسمات ضیایی از خوانندگان اثرش می باشد.

مترجم نهایتاً به خوانندگان کودک که استفاده کنندگان از کل فرآیند ترجمه اند خواهد رسید. که این خوانندگان یا کودکان هستند و یا بزرگترها که با صدای بلند برای آنها می خوانند. مترجمان خوانندگانی هستند که همواره در حال ترجمه برای خوانندگان خود می باشند.

در بسیاری از نمونه ها، سروکارم با انطباق و سازگاری برای کودکانی باشد که اغلب مسئله اساسی در ادبیات کودکان به لحاظ می شود.  با وجود کلیت این مفهوم همانطور که به اساس روایت تعریف شده است.  سازگاری به طور خاص تنها بر حسب چگونگی انحرافش از متن اصلی تعریف شده است. بنابراین این چیزی است متفاوت با یک ترجمه کم فرض شده است که با متن اصلی یکسان بوده و یا اینکه به نوعی معادل متن اصلی باشد.

در روشهای مشابه،  انطباق و معادل ( هم ارزی ) دو مفهوم مبهم هستند.  متن اول و ترجمه اش که همان متن دوم می باشد مطلقاً متفاوت می باشند.  به طوری که مترجم با مهارت تمام کار ترجمه را انجام داده است. من معتقدم که با وجود پیشرفت های جدید در مطالعات ترجمه،  مسائل و مشکلات مربوط به انطباق ومعادل ارزش رسیدگی و توجه بیشتر و عمیق تر را دارد.  به طور کلی،  من این دو مسئله را جدای از هم و مشابه در نظر نمی گیرم.  همه فرآیند ترجمه شامل انطباق و سازگاری می باشد و هر قسمت از ترجمه همواره شامل تغییر و اهلی سازی می باشد.

تغییر زبان همواره داستان را برای مخاطبان زبان مقصد ملموس تر می سازد.  بیشتر مخالفت هایی که به عنوان مثال بین دو موضوع انطباق و سانسور وجود دارد، انعکاس دهندهُ فرهنگ، اجتماع، تصورات کودکان، و دیدگاه ما نسبت به ترجمه را نشان می دهد.

 

این مقاله توسط گروه مترجمین بترجم تهیه، ترجمه و تدوین شده است.
مایل هستید سفارش ترجمه خود را به یک تیم حرفه ای بسپارید؟! همین الان سفارش دهید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + بیست =