مرکز اطلاعات بترجم
ارائه محتوای ترجمه تخصصی

ترجمه تخصصی متون؛ ترجمه برای کودکان

نگاهی ویژه به ترجمه تخصصی متون

0 174
ترجمه تخصصی متون؛ توجه به مخاطب ترجمه
ترجمه تخصصی متون؛ ترجمه برای کودکان
 
ترجمه تخصصی به معنای آن است که کاری (در اینجا ترجمه) قرار است بصورت تخصصی و علمی انجام شود. مثلا هنگامی که ترجمه را برای کودکان انجام می دهیم، باید به آن ها توجه ویژه ای داشته باشیم و اینکار را بصورتی کاملا تخصصی انجام دهیم. در زیر بصورت دقیق تر به این مسئله می پردازیم.
از آنجا که تصور جامعه و اجتماع از کودکی نقش مهمی در موقعیت مترجم ایجاد می کند، نیاز است که به مفاهیم گوناگون و متفاوت کودک در دوره های متفاوت توجه کنیم. اگرچه نیازی نیست که حد بالای محدودیت سنی دوران کودکی را مشخص کنیم همه ما دارای فردیت هستیم، برخی از ما مدت زمان بیشتری در دوران کودکی خود باقی می مانیم و برخی از ما هم هرگز بچگی خود را از دست نمی دهیم و برخی هم نسبت به این دوران حسی نداریم. برخی از ما کودکان دیروز بودیم و برخی هم کودکان امروزیم. قطعاً ( همان­گونه که در ادامه بیشتر در این کتاب در موردش صحبت می کنیم ) هنگامی که به موقعیت و شرایط خاصی از ترجمه کتابهای مصور برای کودکان اشاره می کنم، قطعاً صحبت و منظورم از کودکانی است که هنوز قادر به خواندن کتاب نیستند ـ بچه های زیر سن مدرسه.
اگرچه هر فرد بزرگسالی قبلاً یک کودک بوده است، اما دوران کودکی یک مسأله­ی خودآشکار و بدیهی نمی­باشد. فیلیپ آریس[۱] در کتاب خود با نام قرنها کودکی[۲] جنبه­های متفاوت کودکی را در دوره های مختلف زمانی مورد سنجش قرار داده است:
تاریخ اجتماعی زندگی خانوادگی جایی که او عمدتاً بر کودکان فرانسوی قرون ۱۷، ۱۸، و ۱۹تمرکز می کند. آریس می گوید که در اروپا، مفهوم کودکی در قرن ۱۷ ظهور می­کند. (در اینجا دوران کودکی به این معناست که کودکان متفاوتند با بزرگسالان.) محقق فنلاندی، پیرجوهمالانن فرسلوند[۳]  ادعا می کند که دوران کودکی در کشور فنلاند تا قرن نوزدهم در میان افراد روستایی و رعیت قابل تشخیص و درک نبود، زمانی که اولین کتب برای کودکان و همینطور اسباب بازی های ساخته ی کارخانجات به فنلاند و اروپای مرکزی وارد شده. در سال ۱۸۲۶ قانون مدارس ابتدایی تصویب شد و مدارس از کلیسای لوتران جدا شدند. هنوز هم به نظر می رسد که افراد فقیر نتوانند از عهد? دوران کودکی برایند. به عنوان نمونه، در سال ۱۸۶۵ از هر چهار کارگر کارخانه یکی کودک بود حتی امروزه هم در بعضی از نقاط جهان، وضعیت کودکان هنوز هم به همان شکلی است که در قرن ۱۹ در فنلاند بود.
حتی اگر بزرگسالان تمایزی میان کودکی و بزرگسالی قائل باشند، باز هم کودکان کمابیش همچون بزرگسالانی کوچک انگاشته می شوند. کوچک و شکننده بودن بچه ها به این دلیل که کار می کردند برای والدینشان مفید بودند اما در عین حال هیچ ارزشی به عنوان کودک نداشتند. بازی کردن ضروری نبود، حداقل از دید یک بزرگسال.
جان هوزینگ[۴] در اثر خود هومو لودنز[۵] اشاره می کند که از ویژگی های بازی این است که هیچ ارتباطی به نیازهای روزمره ندارد در حالی که هنوز هم حائز اهمیت است و دارای ماهیت می­باشد. او اشاره دارد که همه ی تعاریفی که بزرگسالان از واژ?بازی دارند بر اساس ایده بازی از این دید است که آن را وسیله ای و روشی برای رسیدن به چیزهای دیگری داشتند. بازی کودک همچون ادبیات کودکان برای ارزشمند بودن باید سودمند هم باشد (چیزی را آموزش می دهد). بازی کردن نمونه است برای اینکه ببینیم چگونه ارزش گذاری بزرگترها به ارزش گذاری کودکان تبدیل می شود. همچون بازی، حتی داستانهای جادویی و افسانه ای هم بخشی اساسی از زندگی روزمره بزرگسالان را تشکیل می داد اگرچه امروزه اجتماع بزرگسالان به هر آنچه که درست است جایگاه و ارزش بالایی را اختصاص می دهد اما در مورد بازی کردن اغلب خلاف این بوده است. اما با این وجود، هوزینگ اشاره می کند که درستی و حقیقت چیزی غیر از بازی کردن است و نه چیزی دیگری. بنابراین در سلسله مراتب او بازی در جایگاه بالاتری قرار دارد .
علی سبزه ای
کارشناس ارشد ترجمه

این مقاله توسط گروه مترجمین بترجم تهیه، ترجمه و تدوین شده است.
مایل هستید سفارش ترجمه خود را به یک تیم حرفه ای بسپارید؟! همین الان سفارش دهید.


[۱] Philippe Ariès
[۲] Centuries of Childhood
[۳] Pirjo H?m?l?inen-Forslund
[۴] Jan Huizinga
[۵] Homo Ludens

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 8 =